تبليغاتX
آرزو -
 

 

گاهي است در اين تنهايي


رنگ خاموشي در طرح لب است.


بانگي از دور مرا مي خواند ،


ليك پاهايم در قير شب است .


 
رخنه اي نيست در اين تاريكي :

 

در و ديوار بهم پيوسته .


سايه اي لغزد اگر روي زمين


نقش وهمي است ز بندي رسته .


 
نفس آدمها


سربسر افسرده ست .


روزگاري است در اين گوشه پژمرده هوا


هر نشاطي مرده ست .


 
دست جادويي شب

 
در به روي من و غم مي بندد .


مي كنم هر چه تلاش ،


او به من مي خندد .


 
نقش هايي كه كشيدم در روز ،


شب ز راه آمد و با دود اندود .


طرح هايي كه فكندم در شب ،


روز پيدا شد و با پنبه زدود .

 
 
ديرگاهي است كه چون من همه را


رنگ خاموشي در طرح لب است .


جنبشي نيست در اين خاموشي :


دست ها ، پاها در قير شب است

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 11:1  توسط بیلوا (محمد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من بیلوا هستم . 22 ساله . در این وبلاگ دل نوشته های خود را مینویسم . امید وارم

که حداقل از وبلاگم بدتون نیاد

نظر یادتون نره هااااااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
در عزلی عشق نشته ام...پسر یخی
یوری ...آموزش روابط پسر و دختر
آشنا ....
من و دلم
زهره خانوم
محسن پرس پولیسی ... عشقه پرسپولیس
گوگولی...؟
دنیای شعرهای زیبا و عکس های انیمیشنی
مهرشاد خوشتیب مامان
علیزضا
صدای پای آب
نگین و باران
دختر
شاعرانه
مینا
تنهاترین تنها
ای لاو یو
عرشیا
عزیز دلم
تك ستاره
شیوا- عارف
شاپرک
عکس در عکس . متن در متن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کدهای خفن جاوا اسکریپت

Powered by explorer ◄┤

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">